X
تبلیغات
اولین و بزرگ ترین سایت تخصصی موتور های سنگین و نیمه سنگین در سطح جهانی و موجود در ایران سلام دوستان عزیز من حامد 23 سال از تهران هستم و از اینکه این وبلاگ رو مشاهده می کنید خرسندم سعی من در ارایه خصوصیات انواع موتور-سیکلت های موجود در ایران و بعضا جهان و گاها مطالب مفید مرتبط با موتور-سیکلت به شما علاقه مندان است امیدوارم مطالب این وبلاگ رو بپسندید در اخر هم از نظر های شما برای بهبود هر چه بیشتر وضعیت وبلاگ بسیار استقبال می کنم خوش باشید مدیر وبلاگ فقط موتور سیکلت

فقط موتور سیکلت

تمامی خصوصیات موتورهای موجود همراه با تصاویر مربوط و حدود قیمت و سایر مطالب پیرامون موتور سیکلت

سلام دوستان خوبم


من كماكان به اين وبلاگ رسيدگي مي كنم و اگه مدت طولاني آپ نكردم به خاطر مشغله بوده است

ولي به زودي با پست تخصصي جديدي راجع به كاوازاكي 250 cc خدمتتان خواهم رسيد ....


موفق باشيد


يا علي

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 17:3  توسط حامد  | 



سلام بچه ها


بالاخره از دوره آموزشی خدمت سربازی ام برگشتم ... دوره ای که خیلی چیز ها برام معنا پیدا کرد ..... مثل وطن / ایران / دلاوری شهیدان / خشم شب / شب عملیات / پاسبخش /رمز شب / آتش ایزایی / پرش از خودرو / تاول کف پا / لذت 10 دقیقه خواب روی سنگلاخ های پادگان روی زیلوت دور از چشم فرماندت / رفاقت و نارفیقان نامرد حسود / مرخصی تشویقی / اضافه خدمت / آنکادر پتو / نظافت عمومی / صبحگاه / رژه جلو فرماندهان و فرامین مختص آن / تیر اندازی با ماسک / رزم شبانه / لذت حمام رفتن بعد 2 هفته اونهم به مدت 10 دقیقه و ..............  و خیلی خیلی چیزای دیگه که تا مرد نباشی وخدمت رو انجام ندی تا عمر داری درکش نمی کنی .....



انگار که دنیامو عوض کرد .... دیدم به خیلی چیزا تغییر کرد و خیلی چیزا که برام بی ارزش یا کم ارزش بود تازه برام ارزشمند شده اند ..... مثل نعمت داشتن پدر و مادر / امنیت / آسفالت / آب آشامیدنی خنک / لباس شخصی / حمام و نظافت / و خیلی خیلی چیزای دیگه .


برام یه دنیا خاطره شد ... ثانیه به ثانیش خاطره است .... از اولش که با بدرقه راهی شدم تا آخرش که با چهره ای کاملا دگرگون شده و با 13 کیلو کاهش وزن برگشتم .... ولی بازم میگم سخت بود ولی مفید بود .



حالا هم خدمتم را تو شهر خودم دارم ادامه میدم و یه اصطلاح یه لِوٍل نگرشم بالاترا ومد و فهمیدم موتور سیکلت ارزش عشق ورزیدن نداره و فقط یک وسیله است برای کار راه اندازی و این وجود مقدس توست که به اون زیبایی میده . پس قدر خودتونو بدونید ......


به همین دلیل و خیلی دلایل دیگه از جمله مدیر شدنم در یک بخش مهم دیگه فرصت رسیدگی زیاد به اینجارو ندارم ولی سعی می کنم تا حد امکان بهش برسم .


قدر خودتون و ایران عزیزمونو بدونید که الحق و الانصاف تنها کشور غیور به معنای واقعی کره زمین است .... اونهایی که به این حرفم رسیدند که هیچ ولی انهایی که هنوز در خواب غفلت اند یه روزی به این حرفم می رسید .....




 .... تا پست بعد یا علی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 1:5  توسط حامد  | 




سلام




دوست عزیزی که فکر میکنی کلاه نزاری بندازی اتوبان تخت گاز بری و پلیسو بپیچونی و لایی های دیوانه وار میکشی تو خیابون و پل و هر جا که عشقت بکشه این مطلبو بخون تا بدونی داری در واقع چه کار میکنی ...

اگه احساساتی هستید پیشنهاد میکنم این مطلبو نخونید .


انشالله که پای هیچ کدومتون به بهشت زهرا باز نشه .

ولی همین قدر بدونید عدم رعایت موارد ایمنی از سوی موتور - سواران سهل انگار در یک لحظه تصادف شدید هیچ راه برگشتی جز پیوستن به ملکوت اعلی پیش رویتان باقی نخواهد گذاشت ... همین چندی پیش یکی از بستگان دورمان به رحمت اعلی پیوست و به همین دلیل عازم بهشت زهرا شدیم . در همین حول و ولای مراسم که بدلیل ناراحت کننده بودن به آن خیلی نمیپردازم چند جوانی را دیدم که ناله کنان و بسیار با حالت ناراحت آور وارد شده و پیکر دوست شان را به داخل خانه تطهیر می آوردند . او جوانی حدودا 20 و چند ساله بیشتر به نظر نمی آمد که بر اثر تصادف با موتور سیکلت و نداشتن کلاه و راندن غیر منطقی موتور سیکلت به همین راحتی تمام جوانی / زیبایی / امید و آرزوی پدر و مادر و بستگان / دوستان و در نهایت کل هستی و وجود مقدس خودشو پای یک لحظه بی احتیاطی از دست داده بود و حالا بعد از شستشو در محیط سردِ  غسال خانه که آمیخته با بوی تند و مرموز صدر و کافور ه برای سپرده شدن زود هنگام به خاک آماده می شد ..... 

واقعا چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



در بیمارستان بخش ارتوپدی مردان چه بسیارند جوانان برومند و برازنده ای که با یک درجه تخفیف از راه رفتن و انجام امور خود محروم شده و باید روی ویلچر بقیه زندگی خودشونو بگزروننن و با استخوان های پلاتینی سر کنند ...... چرا ؟ چون یک لحظه صدای اگزوز و جاده به ظاهر باز به آنها لبخند مرگ زد و حالا آن لبخند شیطانی با هدر رفتن کل زندگیشان یا سر کردن آن بر روی ویلچر و سربار شدن برای جامعه ای که منتظر شکوفایی او بود رخ واقعی خود را نشان داد که جز قهقه ی مستانه ی شیطانی چیزی نبود ....

واقعا چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟



یکی دیگر از دوستان بر اثر یک بی احتیاطی و با وجود این همه هشدار با سر خوردن آپاچی کل دست و پای خود را بر روی آسفالت کشاند و حالا باید عمری با ظاهر نا خوشایند و مشمیز کننده سر کند .... و موتور سیکلت خود را نیز به آهن پاره ای بی ارزش تبدیل کرد و همین که خدا زندگی شو هنوز ازش نگرفت  سپاسگذار اوست ... واقعا چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟



کلیپ های وحشتناک که از تلویزیون پخش میشه و بلوتوث های  درد آوری که دیگه بازشون نمیکنم .... دیگه زبان قاصر است . فقط میمونه یه چیز .....



" زندگی فرصتی است که فقط و فقط یکبار به تو هدیه داده شده و دیگر هرگز طعم آنرا نخواهی چشید ...... اگر فکر میکنی باز هم زرنگی میکنی که کلاهو میپیچونی و پلیسارو فر میدی و قرمزو تخت گاز میندازی پشت سرت و لایی ماری میکشی و خط ترمز متری میندازی و صدای اگزوزت تو بالای 100 تا پوز رفیقاتو میزنه و دلت به اینا خوشه بدون که نزدیکترین مقصد تو که در آن آرام خواهی گرفت گورستان است ..... . "




یا علی


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 3:30  توسط حامد  | 

 

سلام

 

سال جدید همتون مبارک

 

 


از همه دوستان عزیز که  با نظرات ارزشمند و محبت آمیزشون منو دلگرم می کنند ممنونم

میدونم طبق معمول سر زده دارم پست میدم . ولی دلیل این غیبتم مراحل فارغ التحصیلی و امور مربوط به خدمت مقدس سربازی ام است که دارم انجام میدم .....

سعی می کنم در اسرع وقت بعد سر و سامان گرفتن وضعیتم با مطالب جدید به زودی برگردم .

این وبلاگ فعال است و شما دوستان کماکان میتوانید با من در ارتباط باشید .

برام دعا کنید ....

فعلا یا علی


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 2:58  توسط حامد  | 

 

 

سلام دوستان

 

 

قبل از هر چیز به اطلاعتان میرسانم که پست تخصصی مربوط به موتور سیکلت کلاچ اتوماتیک ۱۲۵ سی سی وطنی در حال تکمیل است و به زودی در این وبلاگ قرار داده خواهد شد .

 

 

واما اصل مطلب :

 

دوستان

بازهم پاییز زمستان وار امسال از راه رسید و همه چیز را با باران ها و برف های فراوانش غافلگیر و شگفت زده کرد ! و این امر شاید برای خیلی از موتور-سوار ان و افرادی که به هر نحو ارتباطی با موتور سیکلت دارند خوش نیاید . ولی باید قبول کرد اوضاع جوی همیشه باب میل نیست و باید بر طبیعت قدرتمند سر تعظیم فرود آورد و با آن سازگار شد ...

 

حتما به خاطر دارید در پستی که قبلا نوشته شده بود از نکات مهم موتور-سواری در شرایط جوی نا مساعد مطالبی گوشزد و یاد آوری شد تا از میزان خطر های بالقوه موتور-سواری در شرایط ویژه مقطعی آن کاسته شود . پیشنهاد می کنم با توجه به تکرار شرایط نامساعد جوی پیش رو ، نگاهی دگر بار به آن پست بیاندازید و نکات ذکر شده در آن را به خاطر بسپارید تا در مواقع لزوم حافظ جان و مال شما باشد .

 

ضمنا از آنجایی که پدیده وارونگی هوا در این روزهای سرد سال امری اجتناب ناپذیر است ، برای تنفس بهتر خودتان و اعضای خانواده و جامعه دور و برتان هم که شده سعی کنید در حد توان از وسایل نقلیه ای با آلودگی کمتر ( مانند وسایل نقیه عمومی نظیر اتوبوس و مترو  ) برای انجام امور غیر ضروری خود استفاده کتید ...

 

نهایتا امیدوارم با رعایت این چند نکته روزهای سالمی را برای خود و اعضای خانواده محترمتان رقم بزنید و از زیبایی های فصل جادوی رنگها لذن ببرید ... !

 

 

موفق باشید و فعلا

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 1:51  توسط حامد  |